تبليغاتX
ایران برتر
ای ایران ای مرز پر گهر          ای خاکت سرچشمه هنر          دور از تو اندیشه بدان          پاینده مانی و جاودان
+ نوشته شده توسط B_Tameh در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 15:33 |

فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت.

+ نوشته شده توسط B_Tameh در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 15:31 |

+ نوشته شده توسط B_Tameh در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 16:53 |

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)
غربتم را بنگر اي رازدار علي(ع)
و اندوه يتيمان داغدارت را
و سكوت خونرنگ خانه ما را
زود بود؛ آري؛ هنوز زود بود
بي مادري ما؛ بي مادري دنيا...
در سوگ ريحانه رسول خدا (ص)، حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا (س)
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری!
ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت به رشته های چادرت
دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.
تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی
و در وداع شبانه ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مست مست

عشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتنت  به زیر دست و پا

عشق یعنی جلوه صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی

عشق بر دلداده فرمان میدهد عاشق جان داده را جان میدهد

عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق یعنی انقلاب فاطمه از کبودی چشم تار فاطمه

عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه

+ نوشته شده توسط B_Tameh در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 18:33 |


 ناله های بیابان در خواب در تب تند تابستان مضطر شنیدیم که می گفت عمری ز انتظار آمدن
ز عشق دیدن ز شوق بودن مجنون گشته ام یارای مدد ز ما نبودمقصود بین ما نبود
عارفی در گوش ما گفت چشم ز دنیا بشویید تعبیر آن خواب باران است

 

+ نوشته شده توسط B_Tameh در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 13:58 |
اهل اخلاص باش ............و.............اهل ریا مباش!

اهل حال باش................و.............اهل قال مباش!

اهل دل باش.................و.............اهل تن مباش!

اهل عرش باش .............و.............اهل فرش مباش!

اهل نور باش................و..............اهل گور مباش!

+ نوشته شده توسط B_Tameh در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:18 |

این روز فرصت مناسبی برای بررسی مسائل و مشکلات، اطلاع رسانی و مشاوره و صدها مورد اجتماعی دیگر به دست دست اندرکاران می دهد. در بیشتر کشورها، روز جهانی خانواده روزی پر از فعالیتهای جمعی و خانوادگی، روزی برای یادگیری و از همه مهمتر روزی برای یادآوری عشق و احترام به اعضا و محیط خانواده است. و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط B_Tameh در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:53 |

                      

                                                                        

گفت: سعادت آدمي، معرفت خداي تعالي است و بقدر معرفت او را سعادت نصيب خواهد بود.

 

عين القضاة همدانی 

نيست شو تا هستيت از وي رسد

تا تو هستي هست در تو كي رسد؟

عطار

+ نوشته شده توسط B_Tameh در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:7 |

يا من نيستم، يا تو كار داري،

يا من خوابم يا تو ...

و هميشه همينطور است،

هميشه يكي نيست و آن يكي هست.

هميشه يك چيز كم است.

درد هست در عين خوبي، در عين شادي...

ما ناتماميم،

ما شروع مي‌شويم با هم

و جاده آنقدر طولانيست كه ما را جدا مي‌كند.

من، من مي‌شوم؛ تو، تو...

و گاهي، فقط گاهي،

يادمان مي‌آيد كه اين جاده

روزي دليل ما بود.

***

اشكال ما اين بود كه قانون دو خط موازي را فراموش كرديم.

خواستيم به هر ترتيب نقطه اتصالي باشد.

اما يادمان رفت،

ما دو خطيم و هر دو تا بي‌نهايت ادامه داريم.

تنها زماني مي‌توانيم براي هميشه با هم باشيم

كه موازي باشيم و فاصله را حفظ كنيم،

اما تو به نقطه اتصال فكر كردي و من دور شدم.

 

مي‌شود با احساس يك نقاش زندگي كرد.

نقاشي كه در تابلو زندگي، در دور دست‌ها

دو خط موازي را به هم مي‌رساند.

 

اما مدتيست از نقاش خبري نيست،

و خط‌ها براي پيدا كردن مسير دارند خطا مي‌كنند...

+ نوشته شده توسط B_Tameh در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:3 |

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار "  .
لردآديبوري
 " هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد "  .
لاورنس
+ نوشته شده توسط B_Tameh در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:7 |


تقرّب به خدا، گرايش فطرى انسان
يكى از گرايش‌هاى فطرى انسان، بلكه بالاترين و عميق ترين گرايش فطرى او، رسيدن به كمالات معنوى و اوج گرفتن روحش در فضاى ملكوت است. انسان فطرتاً گمشده‌اى دارد كه در پى آن است، گويى مى‌خواهد مانند پرنده‌اى در فضاى ملكوت اوج بگيرد و بالا رود. انسان مى‌خواهد به كمالات بيش ترى دست پيدا كند، به مقامات عالى ترى برسد، مى‌خواهد معرفتش بيش تر شود و گمشده اش را بيابد. گمشده انسان قرب به خدا است. به همين دليل، هميشه در طول تاريخ، اقوام گوناگون به دنبال راه‌هايى براى رسيدن به كمالات معنوى بوده‌اند و نام آن را هم عرفان گذاشته اند. اين گرايش عرفانى در عمق فطرت همه انسان‌ها وجود دارد، اما بالاترين مرتبه آن نزد انبيا و اولياى خدا(عليهم السلام) ، به خصوص وجود مقدّس پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و پس از ايشان، ائمه اطهار(عليهم السلام) است. هركس از آنها بهتر پيروى نمايد و به دستوراتشان بيش تر عمل كند، در يافتن اين گمشده موفق تر است. اما راه‌ها و مسلك‌هاى ديگر، هر كدام كمابيش انحرافات و اشتباهاتى دارند كه گاهى به خطرهاى بزرگى هم منجر مى‌شود. و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط B_Tameh در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 10:39 |
منظور از تعالى همه جانبه كشور، پيشرفت در جنبه هاى علمى، صنعتى، فناورى، كشاورزى، اقتصادى، فرهنگى و اخلاقى است. وى تصريح كرد: پرسش مهر امسال عواملى است كه ما را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مى دهد. احمدى نژاد موانع پيشرفت در مسير تعالى را تفرقه، سستى، آسيب پذيرى، نشناختن دشمنان و توطئه هاى آنان، نبود دفاع جانانه در برابر هجوم بيگانگان، از دست دادن خودباورى، شجاعت، ابتكار و فرصت دانست و گفت: پرسش مهر امسال اين است كه چه كنيم اين موانع را برداريم و به سمت قله هاى پيشرفت حركت كنيم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط B_Tameh در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 11:56 |

در محل این میدان (قبل از آنكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش ‏جهان وجود داشته است. در دوره شاه‏ عباس اول، آن باغ را تا حدود امروزى آن وسعت داده و در اطراف آن مشهورترین و عظیم‏ ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده است. مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مى‏باشد. در دوره شاه‏ عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده است. دو دروازه‌ سنگی‌ چوگان‌ در شمال‌ و جنوب‌ این‌میدان‌ تعبیه‌ شده ‌است‌.طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض آن در حدود 150 متر است. به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان است. میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده است. خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته است .

+ نوشته شده توسط B_Tameh در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 14:3 |

خانه ای ساخته ام، روی وارستگی دریاها
تکیه بر دامن کوه، سر راه وزش باد بهار
خانه ای ساخته ام روی احساس گیاه
پای دیوار بلورین بهشت
خانه ای ساخته ام ، روی شادابی ایمان
وبه رنگ گل سرخ، زیر باران ستاره
وبه پهنای جهان
خانه ای ساخته ام
خاکش از باغ امید ، آبش از شبنم گل، نم نم ابر
لب یک رود پر آب،که بود خانه سیال هزاران ماهی
خانه ای ساخته ام......
که به روی در دیوار بلورش
پیچک عاطفه وعشق ومحبت
گل شادی وشعف می روید

+ نوشته شده توسط B_Tameh در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:32 |
سال‌ها پیش، مردی زندگی می‌کرد که هر روز چندین بار با کوزه‌هایی که اون‌ها رو به دو طرف چوبی بسته بود، از رودخانه‌ی بیرون دهکده، آب حمل می‌کرد و به مردم می‌فروخت.یکی از کوزه‌ها که قدیمی‌تر بود، ترک داشت و تا اون مرد به دهکده می‌رسید، نیمی از آبی که توش بود، روی زمین می‌ریخت.کوزه‌ی سالم همیشه به کوزه‌ی معیوب، سرکوفت می‌زد که جز دردسر و زحمت، چیزی نداری و تلاش صاحبمون را به هدر می‌دهی. کوزه‌ی معیوب هم شرمنده بود و خیال می‌کرد که به هیچ دردی نمی‌خوره.تا اینکه سرانجام یه روز لب به سخن باز کرد و به اون مرد گفت:«می‌خوام ازتون عذر بخوام، آخه...»مرد مهربون، صبحت اون رو قطع کرد و گفت: «‌می‌خوام خوب به سمت راست جاده نگاه کنی و گل‌های زیبایی که در طول مسیر، رشد کردند رو ببینی.»و ادامه اینکه:«می‌دونی در تمام دفعه‌هایی که ما از این مسیر، عبور می‌کردیم، تو اون‌ها رو آبیاری می‌کردی و باعث شدی حاشیه‌ی جاده‌، این همه زیبا و دوست داشتنی بشه؟!»
آره عزیز دلم!برخی ، پدر و مادر پیرشون رو رها می‌کنند یا اون‌ها رو به خانه‌های سالمندان می‌برند و گمون می‌کنند دیگه به درد نمی‌خورند!کاشکی خوب چشم‌هامون رو باز کنیم تا ببینیم حضور قشنگ اون‌‌ها ، چه طراوتی رو به ما و چه نشاطی رو به نوگل‌های زندگی‌مون هدیه می‌‌ده.

و کاشکی تا دیر نشده ببینیم و ... !

+ نوشته شده توسط B_Tameh در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 10:41 |
+ نوشته شده توسط B_Tameh در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 21:36 |
رهبر معظم انقلاب اسلامی، با تأکید بر اینکه نخبگان باید ‌حرکت در مسیر پیشرفت را بدون مأیوس شدن در برابر سختی ها ادامه دهند تصریح کردند ملت و کشور ایران در مسیر پیشرفت و حرکت به سوی آرمانها قرار گرفته است و نخبگان باید سهم و وظیفه خود را در این مسیر ادا کنند. 
جمع زیادی از برگزیدگان و نخبگان استان یزد در بخشهای مختلف قرآنی، علمی، فرهنگی، هنری، صنعت، ورزش، کارگری،اصناف، اقتصادی و کشاورزی شنبه شب به مدت 3 ساعت و نیم با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی حضور در جمع نخبگان و برگزیدگان استان یزد را همانند سایر دیدارها با نخبگان شیرین و لذت بخش دانستند و افزودند: برگزاری چنین نشست هایی یک جنبه واقعی و کاری و یک جنبه نمادین دارد که جنبه واقعی آن تشکر از قشر نخبه و قدرشناسی از آنان است. و....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط B_Tameh در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 13:47 |

+ نوشته شده توسط B_Tameh در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 20:50 |

بيائيد بهاري شويم

 بهاري بيانديشيم

بهاري فکرکنيم

 بهاري بخوانيم وبنويسيم

 بهاري ذهن وانديشه وباور خود را آرايش وويرايش کنيم......

 يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.پس چرا براي رسيدن به بالاترين مقامي که بايد به اون برسيم برنامه‌اي جدي نداريم؟ مقام خليفه اللهي انسان که با رسيدن به جايگاه "بندگي" محقق ميشه! بالاترين ارزش يک انسان اينه که يک عبد باشه. يک عبد مخلص. يک عبد ذليل و حقير و مسکين و مستکين که هيچي از خودش نداشته باشه. بالاترين مقامي که هر روز برترين مخلوق خداوند رو به اون مقام ميشناسيم! اَشهَدُ اَنَّ مُحَمّد عَبدُهُ و رَسولُه. همين امروز رو با سال قبل مقايسه کنيم. آيا تونستيم يک قدم به خدا نزديکتر بشيم؟ يا کيلومترها ازش دور شديم؟ در سالي که گذشت، با اعمالمون چقدر تونستيم رضايت امام زمانمون (روحي فداه) رو جلب کنيم که رضايت خداوند هم در گرو رضايت ايشون است؟ يا خدايي نکرده چقدر با کارهامون ، غمي رو غمهاي غروبهاي جمعه‌ي ايشون گذاشتيم؟قبل از شروع سال جديد همه رسم دارند که منزلشون رو تميز کنند. القَلبُ حَرَمَ الله! چرا ما خونه‌هاي دلمون رو تميز نکنيم؟

+ نوشته شده توسط B_Tameh در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 20:37 |

امروز چشمم را به روي تمامي وبلاگها و سايتها بستم و دلم حسابي براي دنياي كودكي ام تنگ شد. حيران به دنبالش گشتم و خودم را توي چشم پرنده ها، لاي شاخه هاي درختان يا روي چتر هاي سپيد برف ديدم به ياد كودكي افتادم كه دفترش را گم كرد زير باران، كبري را مي گويم حالا من مثل كبري تصيمم گرفته ام دفترم را در باران گم كنم تا تو آن را يك روز پيدا كني، خيس شوي و بعد زير آسمان بنشيني.

حالا اگر در اتاق هستي پنجره را رو به روياهايت باز كن يا اگر در زير آسماني، ذكر بگو ذكر!

دوست من! روزگاري همه ما كودك بوديم و آرزويمان بزرگ شدن بود، معلم شدن. حالابزرگ شدي اما اين فرصتي كه به ما داده اند خيلي كم است، خيلي كم و ما در اين فرصت انــــدك هميشه "درفكرمي كنيم" زندگي كرده ايم ولي چيزي از اول دنيا نگذشته، چيزي هم به آخر دنيا نمانده است. مي داني آخر دنيا كجاست؟آخر دنيا انتهاي همين خيابان است كه كودكي در آن گم مي شود. اين را كودكاني كه حالا بزرگ شده اند خوب مي دانند با اين همه يادت باشد به بچه هايي كه از روستاها به مدر سه ات مي آيند، به بچه هايي كه در كلاس تو را نگاه مي كنند، اول اسم باران و بعد اسم ماه را ياد بدهي. اول دنيا، آخر دنيا هر كجاي عالم كه باشد اسمش هر چه كه باشد خودش هر چه كه باشد، مهم نيست بچه ها خودشان پيدايش مي کنند.

     

+ نوشته شده توسط B_Tameh در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 19:5 |